عبد الجليل قزوينى رازى
200
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كردند قبول كرد بارى تعالى از وى مردانى را آفريند كه متابعت تو و فرزندان ترا ميان بسته دارند ، مبارك بادا بر آن شهر و بر اهلش ولايت و مودّت شما . و اگرچه اخبار در فضيلت آبه بىنهايت است « 1 » ما را درين كتاب اين قدر كفايت است . امّا ورامين اگرچه دهى است بمنزلت از شهرها بازنماند از آثار شريعت و انوار اسلام از طاعات و عبادات و ملازمت خيرات و احسانى كه آنجا ظاهر است از بركات رضىّ الدّين « 2 » ابو سعد - أسعده اللّه فى الدّارين - و پسران او از بنياد مسجد جامع و خطبه و نماز و مدرسهء رضويّه و فتحيّه « 3 » با اوقاف معتمد « 4 » و مدرّسان عالم متديّن ، و فقهاء طالب مجدّ ، و خيرات ايشان در حرمين مكّه و مدينه و مشاهد ائمّه از شمع نهادن و برگ فرستادن ، و بورامين در هررمضان خوان عامّ نهادن و ادرارات و رسوم كه همهء طوايف اسلام را باشد از حنفى و سنّى و شيعى بىتعصّب و تمييز و مانند آن . امّا سارى و ارم معلوم است كه هميشه دار الملك و سريرگاه ملوك مازندران بوده است و غربا و بازرگانان درو ايمن ، و شعار مسلمانى از مجامع و مدارس و مساجد و مجالس ظاهر ، و اكنون خود بدولت شاه شاهان رستم بن على - أيّده اللّه بنصرته - و پدرش ملك مازندران علىّ بن شهريار - رحمة اللّه عليه - قبّة الاسلام است كه بسالى هزاران ملحد و باطنى را در آن حدود طعمهء سگان مىكند ، و اگرچه خواجه نو سنّى
--> ( 1 ) - اين تعبير از مصنف ( ره ) عجيب است زيرا در باب آبه اخبار بسيار به نظر نميرسد بلى بجز اين خبر خبرى ديگر نيز به نظر رسيده است ليكن بر بىنهايت بودن اخبار در اين باب چنان كه صريح عبارت متن است مطلع نشدهام و دربارهء ساير بلاد نيز نظاير اين حديث را نقل كردهاند مثلا رافعى در تدوين دربارهء فضيلت قزوين چنين چيزى ذكر كرده است ، و همچنين سيف هروى در تاريخ هرات ( ص 47 ) ليكن ناگفته نماناد كه آبه از قديم الايام دار التشيع بوده و ساوه دار التسنن چنان كه ياقوت در معجم البلدان و قاضى نور اللّه ( ره ) در مجالس المؤمنين و غير ايشان در غير آنها به اين مطلب تصريح كردهاند . ( 2 ) - ع ث : « رضى اللّه » . ( 3 ) - ع ث : « مسحسه » ( غير مقرو و ناخوانا ) ح : « مستحبه » . د : « منتحبه » . ( 4 ) - ح : « معتمدان » و شايد اصل : « معتد بها » بوده است يعنى قابل اعتنا .